تبلیغات
**مردمقدس** - مرد من

مرد من

جمعه 8 اردیبهشت 1385 01:04 ق.ظ

نویسنده : جواد
ارسال شده در: قلم مقدس ،

بگو ای مرد من ، ای از تبار هر چه عاشق
 بگو ای در تو جاری خون روشن شقایق
 بگو ای سوخته ، ای بی رمق ، ای كوه خسته
 بگو ای با تو داغ عاشقای دل شكسته
 بگو ، با من بگو از درد و داغت
 بذار كرهم بذارم روی زخمات
بذار بارون اشك من بشوره
 غبار غصه ها رو از سراپات
 بذار سر روی سینه م گریه سر كن
 از او شب گریه های تلخ هق هق
 بذار باور كنم یه تكیه گاهم
 برای غربت یه مر عاشق
 رها از خستگی های همیشه ، باورم كن
 بذار تا خالی سینه م برات آغوش باشه
 برهنه از لباس غصه های دور و دیرین
 بذار تا بوسه های من برات تن پوش باشه
 تو با شعر اومدی ، عاشق تر از عشق
 چراغی با تو بود از جنس خورشید
 كدوم توفان چراغو زد روی سنگ
 كتاب شعر و از دست تو دزدید
كدوم شب ، از كدوم صحرای قطبی
غریبانه توی این خونه اومد
شبیخون كدوم رگبار وحشی
 شب مقدس ما رو به هم زد
 بگو ای مرد من ، ای مرد عاشق
 كدوم چله ازین كوچه گذر كرد
 هنوز باغچه برامون گل نداده
 كدوم پاییز ، زمستونو خبر كرد
 بذار سر روی سینه م گریه سر كن
 از اون شب گریه های تلخ هق هق
 بذار باور كنم یه تكیه گاهم
 برای غربت یه مرد عاشق

**مردمقدس**

سبز و پایدار باشید.

یا حق.





دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -