تبلیغات
**مردمقدس** - مطالب قلم مقدس

فقط به خاطر...

سه شنبه 13 مرداد 1388 06:00 ب.ظ

نویسنده : جواد
ارسال شده در: قلم مقدس ،
... به خاطر عشق است كه فداكاری می كنم. rose
 به خاطر عشق است كه به دنیا با بی اعتنائی می نگرم و ابعاد دیگری را می یابم.   rose
به خاطر عشق است كه دنیا را زیبا می بینم و زیبائی را می پرستم.   rose
به خاطر عشق است كه خدا را حس می كنم، او را می پرستم و حیات و هستی خود را تقدیمش می كنم.   rose
عشق هدف حیات و محرك زندگی من است. زیباتر از عشق چیزی ندیده ام و بالاتر از عشق چیزی نخواسته ام.rose
عشق است كه روح مرا به تموج وا می دارد، قلب مرا به جوش می آورد،   rose
استعدادهای نهفته مرا ظاهر می كند، rose
مرا از خودخواهی و خودبینی می رهاند،   rose
دنیای دیگری حس می كنم، rose
در عالم وجود محو می شوم،   rose
احساسی لطیف و قلبی حساس و دیده ای زیبابین پیدا می كنم.   rose
لرزش یك برگ، نور یك ستاره دور، موریانه كوچك، نسیم ملایم سحر، موج دریا، غروب آفتاب، احساس و روح مرا می ربایند rose
و از این عالم به دنیای دیگری می برند rose


 اینها همه و همه از تجلیات عشق است. rose



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

یک داستان کوتاه

سه شنبه 13 مرداد 1388 05:53 ب.ظ

نویسنده : جواد
ارسال شده در: قلم مقدس ،
گاهی یک داستان کوتاه ، بهتر از هزار صفحه نوشته می تواند موضوع را منتقل کند.مزیت دیگر داستان این است که هر کس بخواهد پیام آن را دریافت می کند و هرکسی از آن خوشش نیامد به سادگی از کنار آن می گذرد.

داستانی که در زیر می خوانید شاید داستان زندگی تک تک ما باشد.

***************************

خداوند هنگام خلقت روح انسان قدرت شناختن را به او داد و پس از خلق آن، ابتدا خودش را به آن روح شناساند و سپس آن روح را به خود آن روح معرفی كرد .منظور اینكه انسان اول با خدا آشنا شد و پس از آن وجود  خودش را شناخت زیرا بدون شناخت خدا و دریافت انرژی از دریای رحمت او این توانایی را نداشت كه خودش را بشناسد.

هزاران سال روح انسان در كنار خداوند مهربان زندگی كرد و انسان با خداوند انس و الفت داشت و این دو به هم محبت می كردند  تا اینكه زمانی فرا رسید و خدا وند اراده كرد كه انسان را برای كسب تجربه و دانش به دنیاهای پایین بفرستد.همانطور كه پدر و مادر تصمیم می گیرند كه فرزند محبوب خود را به مدرسه بفرستند و از محیط پر محبت خانواده موقتا دور كنند تا سواد یاد بگیرد و علم بیاندوزد.

پدر و مادرانی كه فرزند خود را به مدرسه فرستاده اند بهتر می دانند كه وقتی انسان فرزند خود را به مدرسه می فرستند دوست دارد كه فرزندش در مدرسه فعالیت كند ، درس بخواند ،نمرات عالی بگیرد وبا نمره انظباط بیست به خانه برگردد.اگر فرزند وسط كلاس مدرسه را رها كند و به خانه باز گردد بسیار عصبانی می شوند ولی اگر كس دیگری فرزندشان را از مدرسه بیرون براند یا مانع درس خواندن فرزندشان شود خیلی بیشتر عصبانی میشوند.

خداوند نیز انسان را روانه جهان مادی كرد تا با دانش اندوخته و انظباط بیست به جهان بالا باز گردد.این چنین بود كه روح انسان لباسی از بدن مادی به تن كرد همانگونه كه دانش آموزان لباس مدرسه برتن می كنند وروانه دنیای مادی شد وبه شكل یك نوزاد در آمد.نوزاد وقتی به دنیا آمد از اینكه از خدا دور شده، بسیار ترسان وغمگین بود و به شدت گریه می كرد.تا مدتهای زیادی نوزاد از دوری خدا احساس دلتنگی می كرد و می گریست ولی ته دل خود می دانست اگربی موقع و  بدون كسب علم به نزد خدا باز گردد خداوند ازاو عصبانی می شود و او را در آغوش نمی كشد.این بود كه تصمیم گرفت نهایت سعی خود را بكند و با دانش فراوان و انظباط بیست به نزد خدا باز گردد.

او همیشه قبل از خواب تجسم می كرد كه دوران تحصیل را به طور كامل گذرانده و با بهترین نمرات نزد خدا باز گشته ونتایج كارنامه خود را به خداوند نشان می دهد و خدا  او را در آغوش می كشد وبار دیگر طعم عشق ، محبت ، امنیت و آرامش را می چشد.

اوضاع بر همین شكل می گذشت تا اینكه یك روز انسان چیزی را پیدا كرد كه همه مشكلات او را حل كرد.آن چیز (یاد خدا ) بود.او متوجه شد كه بوسیله یاد خدا، خودش را در كنار خدای مهربان  احساس می كند وهمان احساس آرامش ، امنیت،محبت و انس با خدا را تجربه می كند.دیگر برایش مهم نبود چقدر در دنیای مادی بماند.

البته بوسیله (یاد خدا) خیلی كارهای دیگر هم می توانست بكند مثلا آن را مانند قالیچه حضرت  سلیمان (ع) استفاده كند و به عالم های بالا برود یا یا بوسیله آن مانند عصای حضرت موسی(ع)، دریا را بشكافد یا مانند نفس روح بخش عیسی مسیح (ع) همه بیماری ها را شفا دهد و هزار كار دیگر، ولی هیچكدام از اینها برای او مهم نبود .تنها چیزی از( یاد خدا ) كه برای او مهم بوداین بود كه توسط آن میتواند خود را در كنار خدا ببیند و به خدا عشق بورزد و دوباره طعم آرامش و محبت را بچشد.

«ما به فلک بوده ایم،یارمَلِک بوده ایم           بازهم آنجارویم،جمله که آن شهرماست»




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

عشق چیست؟؟؟

سه شنبه 13 مرداد 1388 05:44 ب.ظ

نویسنده : جواد
ارسال شده در: قلم مقدس ،

عشق چیست ؟
عشق دانش است . دانش و فرهنگ است توامان و آن کس که از این دو بی بهره است توانای عشق ورزیدن ندارد عشق دلپذیر ترین جهان بینی آدمی است آن جهان بینی نجیب و جلیل که از آغاز تاریخ انسان تا کنون جانهای شیفته بسیاری برای بر پاداشتن جهانی شایسته و بایسته ی آن کوشیدند و جان باختند برای :
روزی که کمترین سرود بوسه است
و هر انسان
برای هر انسان
برادریست
روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند
قفل افسانه ای است و قلب برای زندگی بس است
 

عشق فروتن است عشق فروتنی است از یاد نبریم که درسرتاسر زندگی خود هرگاه به انسان والایی شایسته ی عشق برخورده ایم نخستین خصلت برجسته ای که در او یافته ایم فروتنی او بوده است و هر قدر درجه ی دانش و فرهنگ وی بالاتر به همان نسبت فروتنی او نیز افزونتر است
پس عشق را با این نخستین خصلت بزرگ و خجسته می توان بازشناخت عشق نیکی است عشق همه ی نیکی های جهان را در خود جمع دارد و به همین سبب نیرومند است به سبب همین نیرومندی است که مهربان و ایثارگر است و به عکس دمی به این سنگین دلان و ستمکارگان افسار گسیخته ی سرتا سر جهان بنگرید که سنگین دلی و ستمکارگی آنان به رغم نیرومندی ظاهریشان حاصل ضعف و پلشتی آنهاست
 



**مردمقدس**

سبز و پایدار باشید.

یا حق.




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: مردمقدس ،
آخرین ویرایش: - -

خدا

سه شنبه 15 بهمن 1387 05:05 ب.ظ

نویسنده : جواد
ارسال شده در: قلم مقدس ،

روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: می آید ؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود نگاه میدارد.

و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود : با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست.

گنجشک گفت : لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟ لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود؟ و سنگینی بغضی راه کلامش بست.

سکوتی در عرش طنین انداخت فرشتگان همه سر به زیر انداختند.

خدا گفت:ماری در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو از کمین مار پر گشودی.

گنجشگ خیره در خدائی خدا مانده بود.     

خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی!

اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگه چیزی درونش فرو ریخت ...   

های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد ...   

سبز و پایدار باشید.

یاحق.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 15 بهمن 1387 05:21 ب.ظ

مادر

سه شنبه 15 بهمن 1387 05:01 ب.ظ

نویسنده : جواد
ارسال شده در: قلم مقدس ،

وقتی گروه نجات زن جوان چینی را زیر آوار پیدا کردند او مرده بود اما امداد رسانان زیر
 نور چراغ قوه چیز عجیبی دیدند.زن با حالتی غیر عادی به زمین افتاده  - زانو زده  و
کاملا بدنش زیر آوار تغییرشکل یافته بود.آنها درحالیکه تلاش میکردند جنازه را از زیر آوار
 بیرون بیاورند با فریاد ها دیوانه وار سرپرست گروه مواجه شدند : بیایید ...زود بیایید ...
یک بچه اینجاست. بچه زنده است.
وقتی آوار از روی جنازه مادر کنار رفت نوزادی از زیر پیکرش بیرون کشیده شد.او کاملا
 سالم و در خواب عمیق بود بی آنکه بداند مادرش هنگام حفاظت از جگر گوشه خود
چگونه جانفشانی کرده است.
ماموران وقتی بچه را بغل کردند یک تلفن همراه از لباسش به زمین افتاد که روی صفحه
 شکسته آن این پیام دیده میشد :
 
عزیزم اگر زنده ماندی فراموش نکن که مادر با تمامی وجودش دوستت میداشت

سبز وپایدار باشید.

یاحق.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

love?

یکشنبه 13 بهمن 1387 06:32 ب.ظ

نویسنده : جواد
ارسال شده در: قلم مقدس ،

عشق چیست ؟
عشق دانش است . دانش و فرهنگ است توامان و آن كس كه از این دو بی بهره است توانای عشق ورزیدن ندارد عشق دلپذیر ترین جهان بینی آدمی است آن جهان بینی نجیب و جلیل كه از آغاز تاریخ انسان تا كنون جانهای شیفته بسیاری برای بر پاداشتن جهانی شایسته و بایسته ی آن كوشیدند و جان باختند برای :
روزی كه كمترین سرود بوسه است
و هر انسان
برای هر انسان
برادریست
روزی كه دیگر درهای خانه شان را نمی بندند
قفل افسانه ای است و قلب برای زندگی بس است

**مردمقدس**

سبزو پایدار باشید.

یا حق.




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: مردمقدس ،
آخرین ویرایش: - -

فریبانه

جمعه 23 آذر 1386 06:12 ق.ظ

نویسنده : جواد
ارسال شده در: قلم مقدس ،

ای روشنگر شبهای تارم

                               ای سپیده دم زیبای دلم

سلام!!!

با تو هستم

              ای معنای واقعی دوست داشتن

                                                  ای کلام زیبای عشق

ای ماه تابان جاده های تاریک دلم

فریبانهء من

                دوستت دارم

                               فرمان روای دل کوچکم

                                                             دوستت دارم

ای ترنم زیبای همهء خوبیها

                                  ای محبوب دلم

تمامی عاشقانه هایم

                          نثار تو باد

نثار تو که تلخترین لحظه هایم را

                                        به شیرین ترین مبدل ساختی

فریبانهء من

                    درمانگر دل بیمارم

                                       همسفر جاده های بی انتهای عشق

بمان با من

             بمان و یاریم کن تا برخیزم

                                               تا با تو شروع کنم

و از یاد ببرم هر چه تلخیست

                                     یاریم کن

دل سپرده ام به تو

                        دریاب مرا

دوستت دارم...............

سبز پایدار باشید

یا حق




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

در راه

جمعه 12 مرداد 1386 07:08 ق.ظ

نویسنده : جواد
ارسال شده در: قلم مقدس ،

آنچه من می بینم
ماندن دریاست ،
رستن وازنورستن باغ است ،
کشتن شب به سوی روز است ،
گذرا بودن موج وگل و شبنم نیست .
گرچه ما می گذریم ،
راه می ماند .
غم نیست .

سبز و پایدار باشید.

یا حق





دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

رفاقت

شنبه 19 خرداد 1386 07:06 ق.ظ

نویسنده : جواد
ارسال شده در: قلم مقدس ،

رفاقت به معنی حضور در کنار فردی دیگر نیست بلکه به معنی حضور در درون اوست.... عشق مانند جنگ است......آسان شروع می شود.......سخت پایان می یابد.........و فراموش کردنش محال است

**مردمقدس**

سبز و پایدار باشید.

یا حق.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

فریاد و ... دیگر هیچ

دوشنبه 3 اردیبهشت 1386 08:04 ق.ظ

نویسنده : جواد
ارسال شده در: قلم مقدس ،

فریادی و دیگر هیچ .
چرا که امید آنچنان توانا نیست
که پا سر یاس بتواند نهاد.
***
بر بستر سبزه ها خفته ایم
با یقین سنگ
بر بستر سبزه ها با عشق پیوند نهاده ایم
و با امیدی بی شکست
از بستر سبزه ها
با عشقی به یقین سنگ برخاسته ایم
***
اما یاس آنچنان تواناست
که بسترها و سنگ ها زمزمه ئی بیش نیست !
فریادی
و دیگر
هیچ !

**مردمقدس**

سبز و پایدار باشید

یا حق




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -



تعداد کل صفحات : 14 1 2 3 4 5 6 7 ...