تبلیغات
**مردمقدس** - مطالب حرف دلتنگی

این دل

جمعه 23 آذر 1386 07:12 ق.ظ

نویسنده : جواد
ارسال شده در: حرف دلتنگی ،

غم نامه ای است این دل

                             هر برگش سوخته خاطره ای

و در ساحلش ردپایی غریب

                                 که فقط جای پایی است از یک خاطره

                                                                       و دیگر هیچ!

و امواجی که خود را بارها و بارها میکشانند به آن

                                                                   و رسیدنی هرگز

بی انتها دفتریست این دل

                           که در هر برگش تلخ خاطره ای شیرین

                                                                و یا شاید شیرین خاطره ای تلخ

و در ورای او آسمانی بی ستاره

آسمانی خاموش,,سرد و تاریک

نه نوری, نه آوایی و نه مرهمی

خسته دلی است این دل

                            بی همراه وبی هم آوایی

                   میپیماید این نافرجام راه را...........

this heart

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

سهراب ! چرا نشد؟؟؟؟؟؟؟/

جمعه 10 شهریور 1385 09:09 ق.ظ

نویسنده : جواد
ارسال شده در: حرف دلتنگی ،

سهراب! گفتی چشمها را باید شست؛ شستم ! ولی...

گفتی جور دیگر باید دید؛ دیدم ولی...

گفتی  زیر باران باید رفت : رفتم

ولی او نه چشمهای خیس و باران زده ام را دید

و نه نگاهم را

هیچ کدام را ندید

فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت:

دیوانهء باران زده!!!!

سبز و پایدار باشید.

یا حق

**مردمقدس**




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

اما نه بی تو

پنجشنبه 15 تیر 1385 12:07 ب.ظ

نویسنده : جواد
ارسال شده در: حرف دلتنگی ،

اما نه بی تو

زندگی رو دوست دارم

اما نه بی تو

عشق را دوست دارم اما نه بی تو

دوست داشتن را دوست دارم اما نه بی تو

کاش تو هم یکی از اینها رو دوست داشتی اما با من

سبز و پایدار باشید.

یا حق.

**مردمقدس**

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 15 تیر 1385 12:07 ب.ظ

کاش دیوانه بودم

پنجشنبه 8 تیر 1385 01:06 ب.ظ

نویسنده : جواد
ارسال شده در: حرف دلتنگی ،

دیوانه ای کو در این عالم

کاش دیوانه بودم

دیوانه غم ندارد؛ دیوانه عالمی دارد که من و تو حسرت ذره ای از آن عالم را داریم

دیوانه محبت دارد؛ خوبی کنی؛ بدی نمیکند . بدی کنی ؛ خوبی میکند

دیوانه وفا دارد؛ یک بار سلامش کنی  تا ابد سلامت میکند

دیوانه صفا دارد؛ یک رنگ است

دروغ نمیگوید؛ صاف است مثل آب؛ پاک است مثل خاک

کاش دیوانه بودم

دیوانه غم ندارد ........

سبز و پایدار باشید.

یا حق

**مردمقدس**




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 15 تیر 1385 05:07 ق.ظ

بنویس

شنبه 3 تیر 1385 05:06 ق.ظ

نویسنده : جواد
ارسال شده در: حرف دلتنگی ،

بنویس

نوشتن الان دیگه برام سخت شده؛می خوام بنویسم ولی نمیدونم از چی ؛از کجا

اینم میدونم که اگه ننویسم هیچی از من باقی نمیمونه ولی نه این دل یاری میکنه

نه این قلم.

بنویس ای قلم

از این دلم از این دل لامروت که بلد نیست ترک عشق کنه

یاد نگرفته به کسی پشت کنه نمیدونه فراموش کردن یعنی چی

نمیدونه بی وفایی یعنی چی ؟ دل شکستن یعنی چی؟

بنویس ای قلم

از اونایی که اومدن قفل این دلو باز کردن

و کلیدشو انداختن تو یه چاه عمیق که دست هیچ کس بهش نمیرسه

بنویس ای قلم

بنویس...

سبز و پایدار باشید

یا حق

**مردمقدس**

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 3 تیر 1385 05:06 ق.ظ

سلام خدا جون

شنبه 27 خرداد 1385 10:06 ق.ظ

نویسنده : جواد
ارسال شده در: حرف دلتنگی ،

سلام خدا جون

خدا منو میشناسی: منم بندهء حقیر تو

خدا منو ببخش:  نمیدونم چرا هر وقت دلم میگیره میام پیشت

و باهات حرف میزنم

خدا خودت میدونی که دلم پر از درده : خودت میدونی که تا حالا

 بد هیچ کسی رو نخواستم : حتی دشمنا رو

ولی نمی دونم چرا هر کی از راه میرسه بد مارو میخواد

می دونم : میدونم تو میخوای این بندهء ضعیفتو امتحان کنی

نکنه از امتحانت سربلند بیرون نیامSmiley

خدایا تو تنها کسی هستی که تو امتحاناتت به بنده هات میرسونی که جواب این معما چیه

به منم میرسونی؟

خدایا من تحمل این همه سختی رو ندارم

خدایا..

خدای خوب من :این بندهء تو میخواد از تو یه خواهشی کنه

خواهش اونو براورده میکنی؟

 الان دم غروبه که دارم باهات حرف میزنم

خودت به ما گفتی که هر بنده ای که هنگام غروب از من چیزی بخواد من دعاشو اجابت میکنم

خدایا من الان تو غروب قشنگ ازت میخوام:

که اونایی که دلشون یه ذره سیاهی داره

کسایی که مثل من پر از گناهن رو ببخشی

خدایا من واسه خودم هیچی نمیخوام

چون من تو رو دارم

من واسه اونایی میخوام که تو دلشون جایی واسه تو ندارن

خدایا به مهمونی دلهای اونا هم برو

...

زیاد حرف زدم : باشه

دیگه هیچی نمیگم

میدونم که خودت از دل من خبر داری

میدونی چی میخواد

پس

من دلمو میسپارم به تو

 

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

دلی که زیر پا موند

چهارشنبه 24 خرداد 1385 04:06 ق.ظ

نویسنده : جواد
ارسال شده در: حرف دلتنگی ،

هنوز باورم نمیشه که تموم اون حرفها دروغ بود

هنوز باورم نمیشه که این دلو به این راحتی زیر پا گذاشتی

هنوز اون غروب جمعه؛لب دریا یادمه

یادت میاد گفتی: من واست اولی و آخریم

یادت میاد گفتی به این دریا قسم که هیچ وقت رهایت نمیکنم

یادت میاد وقتی گفتم منو چقدر دوست داری؟

گفتی به اندازهء عدد (پی)

خندیدم و گفتم چرا عدد(پی)؟

گفتی : آخه هیج وقت تموم نمیشه

حالا....

حالا نیستی که ببینی اون عدد (پی) هم تموم شد..................

 

سبز و پایدار باشید.

یا حق. 

**مردمقدس**




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

مهربون

سه شنبه 23 خرداد 1385 08:06 ق.ظ

نویسنده : جواد
ارسال شده در: حرف دلتنگی ،
من برات چی کم گذاشتم،مهربون
تو چی خواستی من نداشتم،مهربون
توبرام مثل خدا مقدسی
من برات ارزش نداشتم،مهربون
من برات چی کم گذاشتم، مهربون
توچی خواستی من نداشتم، مهربون
همهء عالمو داشتم عزیزم
ما من تورو نداشتم ، مهربون
چی میشد تو هم با من صادق بودی
جز تو من کسی نداشتم مهربون
چی میشد می فهمیدی،دوستت دارم
عمرمو به پات گذاشتم مهربون
یادته حرفای عاشقونه مون
یادته خندهء بچه گونه مون
تو به من میگفتی این یه بازی بود
اما من باور نداشتم مهربون

غروبها یادت میوفتم مهربون
یادته بهت چی گفتم مهربون
یادته گفتم تو خورشید منی
من به پای تو میوفتم مهربون
یادته شبهای عاشقونه مون
من برات قصه میگفتم مهربون
من میگفتم تو ستارهء منی
نگو، من بهت نگفتم مهربون
همیشه پیش خودم میگم خدا
چی میشد دوستش نداشتم،مهربون
چی میشد،نمی دیدم هرگز تورو
دلی چشم به راه نداشتم،مهربون
همیشه یه جورهایی تنها بودم
یار همصدا نداشتم،مهربون
کاشکه من دست تورو خونده بودم
دلمو جا نمیذاشتم مهربون

همیشه اشکهای خسته ام
دل عاشق شکسته ام
منو از خودم میگیره
نمی دونم که کی هستم
نمیخواهم عاشق بمونم
دیگه از عاشقی خسته ام
توی این سکوت تزویر
من سکوتمو شکستم
من برات چی کم گذاشتم،مهربون
تو بگو چی کم گذاشتم،مهربون
سبز و پایدار باشید.
یا حق.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

باورم نبود

دوشنبه 22 خرداد 1385 10:06 ق.ظ

نویسنده : جواد
ارسال شده در: حرف دلتنگی ،

باورم نبود که عاشق همیشه اینجور غریبه
باورم نبود دل اون اینجوری اسیر بمیره
نمیخوام چشمای گریون نمی خوام لبهای بسته
نمیخوام دلم بسوزه دیگه از عشق شده خسته
گلهای سرخ تو باغچه عشقتو یادم میاره
دستهای قشنگ عشقو توی دست من میذاره
یاد اون روزهای رفته دلمو بدجور سوزونده
دیگه ازیادت و عشقت جز یه خاطره نمونده
باورم نبود که عاشق همیشه اینجور غریبه
باورم نبود دل اون اینجوری اسیر بمیره
دارم از غصه میمیرم نمی خوام عاشق بمونم
نمیخوام تو دست تقدیر چشم براه عشق بمونم
همیشه یه چشم گریون سرراه تو نشسته
همیشه بدون یه عاشق از غرور تو شکسته
همیشه فرشته هامون روی شونه هام میشینند
دلشون واسم میسوزه اونها اشکمو میبینند
باورم نبود که عاشق همیشه اینجور غریبه
باورم نبود دل اون اینجوری اسیر بمیره

سبز و پایدار باشبد.

یاحق.

**مردمقدس**




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

دل و دریا

پنجشنبه 18 خرداد 1385 12:06 ب.ظ

نویسنده : جواد
ارسال شده در: حرف دلتنگی ،

دل و دریا

امروز دم غروب من و دریا حرفها زدیم با هم.

سبز و پایدار باشید.

یا حق.

**مردمقدس**




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 18 خرداد 1385 12:06 ب.ظ



تعداد کل صفحات : 6 1 2 3 4 5 6